24 - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 7:52
به نام نور ... تفنگت را زمین بگذار که من بیزارم از دیدار این خونبار ناهنجار تفنگ دست تو یعنی زبان آتش و آهن من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کَن ندارم جز زبان دل، دلی لبریز مهر تو، تو ای با دوستی دشمن! زبان آتش و آهن زبان خشم و خونریزی ست زبان قهر چنگیزی ست بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن ـ شاید فروغ آد
25 - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 7:52
به نام نور ... فرشته ای بود که هر شباز خدا نور می گرفتو ماه به دست شب ها کوچه به کوچه می گشتپشت پنچره های بسته سرک میکشیدمیان اشک ها و لبخندها میان خستگی ها و آسودگی ها میان امیدها و نا امیدها و شاید از همه مهم تر میانآرزوها و اشک های دخترکی کوچک...و هر شب فرشتهامید می پاشید لبخند می نشاد در دامان آ
26 - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 7:52
به نام نور ... سلام به دوستان خوبم ، آرزو میکنم لحظه های زندگی برای همه پر از شادمانی و لبخند باشهچهارشنبه هفته پیش ما از طرف یکی از آشنایان خانوادگی خیلی قدیمی عروسی دعوت بودیم در ارومیه ....ما هم کار و زندگی رو رها کردیم و سه شنبه ظهر حرکت کردیم به سمت ارومیه ....نزدیک های عصر بود که رسیدیم . از د
27 - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 7:52
به نام نور دیروز صبح زود خواهری به همراه همسر به سفر دو سه روزه ای رفتند و قرار شد حسام عزیزم منزل ما باشد .... چون صبح زود قرار بود حرکت کنند حسام شب خونه ما ماند تا صبح بد خواب نشود .... اولین بار بود که از خونه و پدر و مادرش دور می خوابید اما دیگه مردی شده برای خودش و خیلی راحت پذیرفت .... فقط شب
28 - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 7:52
به نام نور ... کاش شبیه درخت سیب آفریده می شدم راوی عاشقانه های شیرین راوی تاب بازی های کودکانه دخترکی خریدار آواز گنجشگک اشی مشی همنشین سبز قاصدکی یا چه می دانم امید بازگشت پرستویی * خدایا ممنونم که من را به شکل انسان آفریدی تا خالق درخت سیب باشم * گاهی فکر میکنم خدا چند صفحه از زندگی من را
29 - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 7:52
به نام نور ... و من فردا و فرداها ، باز هر صبح ، پنجره را خواهم گشود سوی سیب و سلام و ترانه باز هم دست آشنایی خواهم داد با گجشک ها ، این رفیقان دیرین ، سفیران صبح ... باز هم به گلدان ها آب خواهم داد باز هم برایشان آواز خواهم خواند باز هم حال گل ناز را خواهم پرسید باز هم کفش هایم را خواهم پوشید خو
30 - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 7:52
به نام نور ... پرنده ای که بال و پرش زخمی بوددر آفتاب ایستادو خدا را شکر کرد...نه به خاطر پرنده بودنیا گرمای آفتابکه روی پرش خوابیده...به خاطر پاهای کوچکشکه هنوز سالم اندپاهایی برای رفتن به سمت آفتاب! * شعر نوشته خودم نیست و شاعرش نمی دانم چه کسی است اما دوستش داشتم *تصویر کار خودم هست ...
31 - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 7:52
به نام نور ... آقا جان ، امام رئوف ِ من ، دلم یک دشت پر از بچه آهوی گمگشته ست ... ضامن دلم می شوی ... خیلی دلتنگم آقا جان ... می شود صدایم کنی میلادتان مبارک امام رضای مهربانم
32 - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 7:52
فکز کنم یه نوع قارچ بود که خیلی بزرگ و زیبا بود ...قربون خدای خوش سلیقه ام برم و آواز پرنده همیشه مسحورم کرده ...گنجشکک اشی مشی من این بار بیا لب بوم ما بنشین آبی دلبرانه من .... خدا جونم ممنونم ازت ....دست چینی از نقاشی خدای خوبم یاس همیشه من رو یاد یه بابابزرگ مهربون می اندازه ....یادت
5 - تاریخ: 1395/8/15 ساعت: 20:42
به نام نور این روزها ، آسمان شعر سپید می گوید و من دلخوشم به غزلی که جا خوش کرده در دل گلدان ، دلخوش به ترانه عاشقی مادرم بر سجاده نور دلخوش به هجای کلمه به کلمه زندگی از دهان عاشقی کوچک که تمام عاشقی اش را در قلمش می ریزد و با دست لرزانش که تازه آموخته نوشتن را آرزو می بافد با تمام استواری ... این ...
جنگل در دستان من - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 22:24
به نام نور ... چشم هایت را ببند تصور کن ! جنگل باران زده ! راش ، افرا توت ، گردو ، عناب قامت قنوت بسته اقاقیا و تو حس میکنی جهانی از دعای سبز را از زبان سرخ برگ ها حالا می دانی که در فکر من چیست همان گل سپید کوچک و ظریف آشنا میان قلب تپنده ی حنگل همان که دعای سبز شاخه ها به راه اوست قلب آبی آسمان که...
پاییز ... - تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 20:23
به نام نور * نام دیگر پاییز ، امید بهاران
1 - تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 8:14
به نام نور ...
2 - تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 8:13
به نام نور ...

برچسب‌های مرتبط

538 election | 50 cent | 5 below | 5th amendment | 50 states | 5 guys | 50 shades of grey | پاییز چت | پاییز آمد | پاییز تنهایی