خرید بک لینک

درباره سایت

دردانه

آخرین مطالب

امکانات وب

به نام نور ...

چشم هایت را ببند

تصور کن !

جنگل باران زده !

راش ، افرا

توت ، گردو ، عناب

قامت قنوت بسته اقاقیا

و تو حس میکنی جهانی از دعای سبز را

از زبان سرخ برگ ها

حالا می دانی که در فکر من چیست

همان گل سپید کوچک و ظریف آشنا

میان قلب تپنده ی حنگل

همان که دعای سبز شاخه ها به راه اوست

قلب آبی آسمان

که دانه دانه ذکر نور می گوید

دانه دانه ذکر باران !

چقدر آشناست این گل !

شاید کمی شبیه تو

به اسم تو !

جهان سبز تو همین هوالی است

گل سپید به روزگاران

پ .ن : استفاده بهینه از ابزار کار خواهر جان ، چوب هایی از درخت های مختلف راش و افرا و گردو و عناب و اقاقیا و زرشک و ... در رنگ های مختلف برای منبط کاری . تک تک شان را بو کردم و با دست لمس شان کردم به دقت شاید خودم را وسط جنگل حس کنم و سبزی و طراوت

برچسب: نویسنده: آرین کریمی تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 22:24

صفحه بندی