خرید بک لینک

درباره سایت

دردانه

آخرین مطالب

امکانات وب

به نام نور ...

دلخوشی های ساده ای دارم ،

می نشینم کنار گلدان

دنیای کوچک گل را تنگ در آغوش می گیرم

دنیای کوچکی که تمامش عطر بهشت و سخاوت است

که اگر گل را زیر ِ پا هم بگذاری باز عطرافشانی می کند

دنیای ساده ای دارم ،

شب که می شود می روم زیر چادر سیاه آسمان

با نقش ماه و ستاره

به تعداد هر ستاره یک امید و روشنی

من ایمان را از چشم ستاره ها آموخته ام

" حتی اگر در انتها خاموشی هست

باز هم روشنی ببخش "

دنیای ساده ای دارم ،

دنیایی از کلمه ها

که دست به دست هم شعر می شوند

سپید و غزل و قصیده

و کاش هر آدمی حرفی بود و کلمه ای

دست به دست هم شعر می شدند و ترانه

دنیای ساده ای دارم ،

گاه هم آواز با پرندگان ،

گاه رفصان در میان برگ های درخت ،

درختی که پاییز را در آغوش کشیده

من ندیدم هیچ درختی از ترس بلرزد

ندیدم هیچ درختی بلرزد از بی برگی

درخت یقین دارد به استقبال بهار خواهد رفت

می داند زمستان را هم که در آغوش بگیرد ،

بهار گل می کند و

یقینش در تابستان میوه می دهد .

و در میان این دنیای پیچیده

من دنیای ساده ای دارم ....

* و من خواب ستاره دنباله دار دیدم

خبر از آرزوهای تو داشت ،

ستاره دلش روشن بود و

خط روشنی کشید بر سیاهی شب

برچسب: نویسنده: آرین کریمی تاريخ: چهارشنبه 7 آذر 1397 ساعت: 13:58

صفحه بندی