خدا لبخندی زد و به من گفت
«چطوره یه چند وقتی تو خدایی بکنی
و دنیا را بگردانی؟»
گفتم: «باشه. امتحان می کنم.
خب دفتر کارم کجاست؟
وقت ناهار چه ساعتی است؟
کی باید کارم را تمام کنم؟»
خدا گفت: «چرخ را بده به من
فکر نمی کنم هنوز برای این کار آماده باشی.»
:: شل سیلورستاین : Shel Silverstein
* معجزه شکرگزاری - روز بیست و دوم (روی لینک کلیک کنید و بشنوید و برای دانلود کلیک راست کنید و save link as را انتخاب کنید)
* معجزه شکرگزاری - روز بیست و سوم
* معجزه شکرگزاری - روز بیست و چهارم
* معجزه شکرگزاری - روز بیست و پنجم
* ملت عشق - قاعده بیست و نهم : تقدیر به آن معنا نیست که مسیر زندگیمان از پیش تعیین شده. به همین سبب این که انسان گردن خم کند و بگوید: «چه کنم، تقدیرم این بوده»، نشانه جهالت است. تقدیر همه راه نیست، فقط تا سر دو راهی هاست. گذرگاه مشخص است، اما انتخاب گردش ها و راه های فرعی در دست مسافر است. پس نه بر زندگی ات حاکمی و نه محکوم آن.
* قاعده سی ام : صوفی حقیقی آن است که اگر دیگران سرزنشش کنند، عیبش بجویند، بدش بگویند، حتی به او افترا ببندند، دهانش را بسته نگه دارد و درباره کسی حتی یک کلمه حرف ناشایست نزند. صوفی عیب را نمی بیند، عیب را می پوشاند.
* قاعده سی و یکم : برای نزدیک شدن به حق باید قلبی مثل مخمل داشت. هر انسانی به شکلی نرم شدن را فرا می گیرد. بعضی ها حادثه ای را پشت سر می گذراند، بعضی ها مرضی کشنده را؛ بعضی ها درد فراق می کشند، بعضی ها درد از دست دادن مال… همگی بلاهای ناگهانی را پشت سر می گذاریم، بلاهایی که فرصتی فراهم می آورند برای نرم کردن سختی های قلب. بعضی هایمان حکمت این بلایا را درک می کنیم و نرم می شویم، بعضی هایمان اما افسوس که سخت تر از پیش می شویم.
* قاعده سی و دوم : همه پرده های میانتان را یکی یکی بردار تا بتوانی با عشقی خالص به خدا بپیوندی. قواعدی داشته باش، اما از قواعدت برای راندن دیگران یا داوری درباره شان استفاده نکن. به ویژه از بت ها بپرهیز، ای دوست. و مراقب باش از راستی هایت بت نسازی! ایمانت بزرگ باشد، اما با ایمانت در پی بزرگی مباش!
* قاعده سی و سوم : در این دنیا که همه می کوشند چیزی شوند، تو “هیچ” شو. مقصدت فنا باشد. انسان باید مثل گلدان باشد. همان طور که در گلدان نه شکل ظاهر، بلکه خلا درون مهم است، در انسان نیز نه ظن منیت، بلکه معرفت هیچ بودن اهمیت دارد.
برچسب:
نویسنده: آرین کریمی